"تاریک که باشد

و تو که نباشی

رخوت سالیان غربت

خواب های آبی ام را می رباید

تازگی ها شب که می شود

به شمارش ستاره ها می نشینم

و در خیالم به جستجوی تو می آیم

ملالی نیست

فقط تنها مانده ام، همین

در این میانه شلوغ و سردرگم

دل خوش رویای توام

که شبی در میان ستاره ها بشمارمت..."

شعر: امبر آقایی